محل تبلیغات شما

نمی‌دانم اینجای زندگی

کدامین ایستگاه بدون قطاری‌ست

که مرا

متوقف کرده است

نه سوی حرکتی و نه

ساعت مشخصی

بی مقصد

در قاب آینده‌ای تاریک

تصویر شده‌ام

گاهی آایمرم توان می‌گیرد

هویتم را فراموش می‌کنم

آرام که می‌شوم

خیال برگشت به نقطه‌ی اول شروعم

تمام دارایی‌ام میگردد

اما

نمی‌توانم به یاد بیاورم

از کدامین گناه

آغاز کرده بودم

مسیر جهنم نابودی‌ام را

 

 

#علی_سعیدی_بیـنوا

گروه شعر و ادب ایرانی

ایستگاه بدون قطار

احساس ناز منقارها

کرده ,ایستگاه ,یاد ,دارایی‌ام ,میگردد ,شروعمتمام ,ایستگاه بدون ,میگردد امانمی‌توانم ,دارایی‌ام میگردد ,امانمی‌توانم به ,شروعمتمام دارایی‌ام

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گروه ساخت و تولید خراسان شمالی