محل تبلیغات شما



بداهه مشترک گروه شعر و ادب ایرانی

بیت مطلع

نمی‌دانم اینجای زندگی

کدامین ایستگاه بدون قطاری‌ست

که مرا

متوقف کرده است

نه سوی حرکتی و نه

ساعت مشخصی

بی مقصد

در قاب آینده‌ای تاریک

تصویر شده‌ام

گاهی آایمرم توان می‌گیرد

هویتم را فراموش می‌کنم

آرام که می‌شوم

خیال برگشت به نقطه‌ی اول شروعم

تمام دارایی‌ام میگردد

اما

نمی‌توانم به یاد بیاورم

از کدامین گناه

آغاز کرده بودم

مسیر جهنم نابودی‌ام را

 

 

#علی_سعیدی_بیـنوا


و کوکبی ست احساس ناز ِ منقارها در کهکشهان ذهنشان وقتی رمیده از خیال ماهیها به آغوش تنگ دیگری میتنند و بوسه نواز میشوند. حجم دلتنگی ست میان ما محبوبم،، در داستان سیرک لبخندمان هیچ گزینه ای نیست به جستار لب هامان بیاید که علامت آخر ِ هرگز ، پرواز ِ بدون هم را بیاموزد. #علی_سعیدی_بینوا

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها